هاشم معروف الحسني ( مترجم : محمد مقدس )

137

سيرة الأئمة الاثني عشر ( ع ) ( زندگانى دوازده امام ع ) ( فارسي )

پشت در ايستاد تا مانع از ورود او به خانه شود ولى آنها به طرف در يورش آوردند و او را كه حامله بود به زمين انداختند و بر اثر آن فرزندى كه پيامبر خدا « محسن » ناميده بود ، ساقط كرد . و در روايت كافى به نقل از عبد اللّه بن محمد الجعفى از امام محمد باقر و امام جعفر صادق ( ع ) آمده كه فاطمهء زهرا وقتى چنان برخوردى را از آنان با خود ديد گريبان عمر را گرفته نزديكش ساخت و به وى گفت : اى فرزند خطاب ! سوگند به خدا اگر نه آن بود كه من نمىخواهم بىگناهى در اين ميان آسيب بيند نفرين مىكردم ( تو خوب مىدانى ) كه من اگر خداى را به چيزى سوگند دهم خيلى زود نفرينم تحقق مىيابد . و در برخى روايات او پشت سر على ( ع ) و به اتفاق گروهى از بانوان بنى هاشم ، بيرون شد و به سوى مسجد رفت و به آنها گفت : پسر عمويم را رها كنيد و دست از او بكشيد به خدا سوگند اگر اين كار را نكنيد سوگند به خدايى كه محمد را به حق مبعوث گرداند موهايم را برهنه مىكنم و پيراهن رسول خدا را بر سر مىگذارم نه شتر صالح از من نزد خدا پرارج‌تر است و نه بچهء آن از فرزندم . [ اشاره به داستان صالح پيامبر در قرآن دارد كه براى نشان دادن معجزه‌اى به منكران نبوتش شترى از سنگ بساخت و قومش را از آزار رساندن به آن برحذر داشت ولى بالاخره مخالفان آن را كشتند و به دنبال اين كار صاعقه‌اى فرود آمد و همه قوم را - از بد و خوب - بسوزانيد - م ] ؛ سلمان فارسى كه بنا به ادعاى راوى هنگامى كه فاطمه زهرا قوم را مخاطب قرار داده بود در نزديكىاش قرار داشت مىگويد : ديوارهاى مسجد را ديدم كه از پايين شكاف برداشته‌اند و چنان فاصله‌اى بوجود آوردند كه مىشد يك نفر از آن عبور كند و خارج شود بنابراين به نزدش شتافتم و به او گفتم : اى دختر رسول خدا پدرت رحمتى براى جهانيان بود چنين مباد كه تو باعث هلاكت اين امت باشى وقتى مردم وضع را ديدند عمر ، على ( ع ) را رها كرد و به اتفاق به خانه بازگشتند . و از اين قبيل روايات بسيارى كه سند و اعتبارشان در برابر نقد علمى ، تاب مقاومت ندارد ولى با اين حال از خداوند متعال نيز دور نيست كه اگر فاطمه زهرا در خواست مىكرد تا حق را از آنان بگيرد ، دعايش را مستجاب مىساخت . ولى او و پدر و فرزندان گراميش ، با وجود ستمها و آزارها و كين‌توزى و دشمنيهايى كه از دشمنان ديدند هرگز از خداوند نخواستند تا در اين دنيا ، از آنها انتقامشان بگيرد ، آنها با همهء